اجرای کنسرت بر بام های تهران Mahsa, Marjan

اجرای زیبای دو خواننده زن بر بامهای تهران

«دارم امیدی»    شعر: محمد ابراهیم جعفریاجرا: مهسا و مرجان وحدت

Fontane Klinik 1 کلینیک بازسازی روحی روانی

این کلیپ بخش اول از مجموعه فیلم های تنظیم شده ای از کلینیک فونتانا در نزدیکی برلین است  که زیبا ناوک در حضور یک ماه و نیم خود از آنجا در تابستان 2010 تهیه کرده است

در باره سکس خشن

 امیررضا از مشهد    دعوت به روان درمانی گروهی و نظردهی جمعی 

زیبا ناوک! من ضمن اینکه دوست دارم که در رابطه جنسی مفعول واقع شوم چه از طرف زن چه از طرف مرد، تمایل شدیدی نیز به این دارم که شریک جنسی ام، نه تنها من را شدیدا مورد تحقیر و آزار و فحش و بد و بیراه قرار دهد بلکه تا حد مجروح شدنم من را بزند. تحلیل شما از این حالت من چیست و آیا من غیرعادی و یک بیمار روحی روانی ام که باید درصدد معالجه خودم بربیایم؟ این حالت های من باعث شده که من بندرت شریک جنسی مطلوب خودم را پیدا کنم و به نظر شما آیا من می توانم یک ازدواج معمولی داشته باشم؟

جواب زیبا ناوک: چه سوال پرمطلب و پرمحتوائی که هر بخش آن خود یک بحث خاصی است و جای پرداختی برای خود می خواهد ولی در این کوتاه متن امیدوارم که بتوانم مختصر جواب های مطلوبت را به تو بدهم. ادامهٔ این نوشته را بخوانید

مراسم کیرپرستان phallus ceremonies

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

تصاویری جالب از مراسم کیرپرستان در آسیای شرقی و..

Aliaa Magda Elmahdy برهنه شدن دوباره علیاء ماجده المهدی

اعتراض برهنه گروه فمن در مقابل سفارت ایران در برلین به اعدام ریحانه

6سه زن از اعضای گروه فمن در مقابل سفارت ایران در برلین تجمعی برهنه در اعتراض به اعدام ریحانه جباری برگزار کردند.

به نوشته سايت «دويچه وله » تعدادی از زنان گروه «فمن» آلمان، در اعتراض به اعدام ریحانه جباری مقابل سفارت ایران در برلین بعد از ظهر دوشنبه ۵ آبان ۹۳ تجمع کردند. آن‌ها در مخالفت با اعدام ریحانه جباری روی بدن خود شعارهایی نوشته بودند. این اعتراض با دخالت پلیس پایان یافت.

 

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

دروغ و تراپی و درمان آن

زیبا ناوک در این کلیپ بحثی شروع می کند در باره دروغ و ریشه های آن و چگونگی رفع این معضل روانی
و برای نمونه از خودش و تراپی ها و روان درمانی هایش مثال می آورد 5.10.2012 hamburg

I like whores and prostitutes

samanta1

I like whores
I am friendly to them, and I do not shun them

I invite them to my parties
and I would seat them next to the doctors and engineers and possibly ahead of them
I like prostitutes and I think of them as my teachers

I want to learn honesty and courage from them
and learn not to be afraid of people judging me
I never blame them and I even prefer them to married women that sleep with their husbands in exchange for possessions or security

I like whores and prostitutes, because these disgraced saints quench our men’s desires

they bring them ادامهٔ این نوشته را بخوانید

بنازم به این بمب اعتماد به نفس doctor

مصاحبه تلویزیونی با یک اقای دکتر کوچولو و ….

دیسکوی اسلامی Islamic disco

باز هم جای خوشحالی و  کاچی به از هیچی

من هم یک زمانی مثل خواهران پاسدار بودم

pasdarصبح زود صدای قرآن از اتاق من پخش می شد، من شروع به ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر خواهرانم بویژه خواهر کوچکم نازیلا کرده بودم.

نمی توانستم برخوردهای باز و راحت و آرایش و لباس پوشیدن و رفتارهای اجتماعی او را تحمل کنم. وقتی او با شورت در خانه راه می رفت یا نوار بهداشتی اش را براحتی در دست می گرفت، زجر می کشیدم یا صدای موزیک بلندش تمام خانه را پر می کرد. یا مادرم وقتی به جمهوری اسلامی، خامنه ای و حتی امام بد و بیراه می گفت شروع به نصیحت او می کردم یا از اتاق خارج می شدم.

یک بار در مینی بوس وقتی راننده صدای ضبط صوتش را با آهنگهای معمول ایرانی بلند می کند با عصبانیت و غضب از جای برمی خیزم و در حضور همه مسافران راننده را به قـول معـروف نـهی از منکر می کـنم که فوری ضبط اش را خـاموش کند یا آن که بی درنگ مینی بوس را نگه دارد که من پیاده شوم.

راننده با دیدن ظاهر و حالت من عقب نشینی کرده و ضبطش را خاموش می کند و من فاتحانه این کار شگرف!!! خود را در خانه به دیگران تعریف می کنم.

این تعارضات اعتقادی گاها باعث بحث و جدل بین خانواده ما می شدند. مادرم با حرص و ناراحتی می گفت: « پیش زینب حرف نزنید، او هم مثل کمیته ای ها شده و کارش همه اش ارشاد و راهنمائی شده که حتی به زور می خواهد مردم را به راه راست بکشاند.»

یک بار که من سهیلا را متقاعد کرده بودم جوراب کلفت بپوشد مادرم آنچنان آشوبی راه انداخت که واویلا!! ادامهٔ این نوشته را بخوانید

عکاس نیویورکی، یک روز تمام لخت در شهر Erica Simone

1اریکا سیمون Erica Simone  عکاس نیویورکی تصمیم گرفت تا یک روز تمام لخت در شهر بگردد و به کمک تیم خود عکس هایی از خودش در میان جامعه بگیرد. او به اعتقاد خودش هنرمندی است که می خواهد

همه چیز را به چالش بکشد. او می گوید رغبت و شهامتِ ساختن پروژه عکاسی « لخت در نیویورک» را در ذهن خود پروراند چون می خواست از افکار و سئوالاتی که مدتهاست درگیر آنها بود خلاصی یابد.

او می دانست که صنعت مد و لباس، بشر را کاملا اسیر و عبید خود ساخته است و شاهد آن بود که چقدر مردم به تصویری که از خود با لباس می سازند بها می دهند. او در ضمن کنجکاو بود بداند چرا لخت بودن که امری طبیعی است، غیرعادی و بعد غیر قانونی اعلام شده است.  http://marde-rooz.com/?p=36304

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 256 مشترک دیگر بپیوندید