حضور زنان با بالاتنه برهنه در خیابانها و مجامع

چند سال پیش در ایالتی از کانادا زنان برای برابری حقوق خود با مردان به دادگاه مربوطه خود اعتراضی را ارائه دادند مبنی بر اینکه چرا آنان مانند مردان اجازه ندارند با بالاتنه برهنه در خیابانها و مجامع حضور یابند؟

در بررسی این اعتراض و شکایت، زنان برحق شناخته شده و قانونی به تصویب رسید که حضور زنان نیز با بالاتنه برهنه بلامانع است.

زیبا ناوک

22 Responses to حضور زنان با بالاتنه برهنه در خیابانها و مجامع

  1. علی می‌گه:

    خیلی هم خوب………….

  2. مهرداد می‌گه:

    یاد نقاشی های روی دیوار غارهای عصر حجر افتادم!!!

  3. sadeghi می‌گه:

    not bad

  4. ماه می‌گه:

    خیلی بی فرهنگن …!

  5. Sahameddin Ghiassi می‌گه:

    بیایید منصف باشید. نه مسلمانان ما واقعا مسلمان هستند نه قرآن کریم خوانده اند و نه دنبال دانش رفته اند. دزدی فساد رشوه خواری تمامیت خواهی شهوت طلبی غرورهای کاذب و تعصب های کور جای اسلام عرفانی و علمی و فلسفی نشسته است. اینهمه از علم دانش ګفته شده آیا رییسهای مذهبی اصلا در این باره فکری میکنند آنان مشغول دزدی های میلیارد میلیارد دالری خود هستند و به ظلم و ستم مشغول مردم هم در جهل خرافه دست پا میزنند. کمبود سکس سالم همراه با دوستی و عشق بیکاری بی پولی و بی فرهنګی بی بیمارستانی و بی پوهنتونی مردم مارا علاف کرده است. بسیاری از مسلمانان اینکار ها را نمی کنند. غرق در ثروت و شهوت هستند و با دیګران کاری ندارند؟ حضرت محمد فرمودند که اګر علم در چین هم هست به آنجا بروید و یا عالم شدن بر هر مرد و زن مسلمان فرض است. کدام حاکم مذهبی اسلامی را می شناسید که در این راه حتی یک قدم برداشته است؟ اسلام با فساد دروغ تزویر شهرت طلبی قدرت طلبی سیاست و دزدی تمامیت خواهی آلوده شده است. اینرا همه قبول دارند یا؟

  6. mir@ می‌گه:

    خب اینکه به نفع مردای هیزه!!!اینجوری مثلن چه اتفاقی میافته که به برابری برسن؟مگه مردا لخت میگردن که زنا هم میخوان باهاشون برابری کنن؟!

  7. mardin می‌گه:

    یعنی واقعا زنان به‌ همه‌ چیزشون رسیدند تنها لخت شدنشون مانده‌؟!
    یعنی واقعا به‌ نظر شما برابری به‌ این شیوه‌ به‌ دست می آید؟ راه‌ به‌ دست آوردن برابری این است؟
    تا این عقلیت باشد، وضع از اینهم خرابتر می شود.
    راه‌ خوبی را انتخاب کردید شما زنان، برای ما مردان هم راه‌ بدی نیست، به‌ مردان هم پیشنهاد می کنم از این به‌ بعد برای مبارزه‌ با دیکتاتورها دست به‌ تفنگ و انسان کشی و اعتراضات خیابابی نزنند، بلکه‌ آنها هم بیان به‌ خیابانها و خودشون لخت کنند و از این راه‌ درخواستهاشون بیان کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  8. vahid می‌گه:

    in be nazare man dige az ye harkate ejtemayee khrej shode be nazare man in harekati ke baziha shoroo kardan dare az oon chize aslie khodesh kharj mishe. yeki az dalayelesh ham ine ke poosheshe nessbie zanan ettefaghan baraye amniat va ezzate khodesh hast age mesle mosalmoona efratish nakonan

  9. reza می‌گه:

    امیرخان من بیست روز در انالانیای ترکیه بودم گرمای وحشناکی داره ادم نمیتونه بدون لباس رفت وامد کنه،من تموم اون بیست روزو فقط یه شلوارک پام بود،مگه زنا ادم نیستن که نباید از این حق استفاده کنن

  10. Pouyan Saki می‌گه:

    خوب هرکسی حق داره هرجوری که مایله لبایس بپوشه…این به ما بستگی داره که با چه دیدی به اونا نگاه میکنیم،با دید عقده جنسی یا انسانی

  11. همایون می‌گه:

    بنظر من همه ی افکار فاسد و دیدهای اخلاقی، دورویی و دور شدن از زیباییهای طبیعت، بر آمده از دینها و مذاهب هستند. بخصوص سه دین فاسد ابراهیمی یعنی یهودیت مسیحیت واسلام

  12. فرامرز شیراوند می‌گه:

    در سال 1991، Gwen Jacob به هنگام قدم زدن با سینه های برهنه در خیابانی در شهر گوئلف استان انتاریو کانادا بازداشت شد. او در سال 1996 توسط دادگاه تجدید نظر استان انتاریو، بر این اساس که برهنگی سینه عملی سکسی و یا خارج از نزاکت نیست، تبرئه شد. از آن زمان تا کنون حکم دادگاه همچنان پابرجاست.

  13. آدم آزاده هر جور می خواد لباس بپوشه یا اصلا نپوشه. بذاریم مردم زندگیشون رو بکنن. پایین تنه رو هم نپوشونن مساله چندان مهمی پیش نمیاد. خود طرف از لباس نپوشیدنش نمی ترسه ولی بیننده می ترسه؟

  14. Reza می‌گه:

    از زینب ناوک عکس ندارید اخه ایشان یکی از کسانی بود که در دهه شصت لخت شده بود اما نه حرکت سیاسی بلکه برای جلاد و قصاب حاج داوود من با آنها هیچ مخالفتی ندارم اما اینکه چه کسی میاد مثل آخوند های شیاد از این مسائل بهره جویی سیاسی میکنه ناراحتم مکند دروغ میگم زینب جان
    سکس ان هم با حاج داوود
    برای خورد کردن فریخته گان سیاسی

  15. اردشیر می‌گه:

    کاملن با همایون موافقم.

  16. Jemis ada می‌گه:

    زنده باد زنان آزادی خواه

  17. بازتاب: لینک های مربوط به تم برهنگی links « زیبا ناوک Ziba Nawak

  18. ابراهيم می‌گه:

    همايون يا از دين اطلاعاتي ندارد يا خود شيطان است.همان شيطان پشت رانده شده و كثيف كه بدنبال اغفال بشر است . اگر همايون بدكاره است براي خودش باشد و ديگران را به حيوانيت دعوت نكند.

  19. پارسا می‌گه:

    دموکراسی به این میگن

  20. kljh.khlkji می‌گه:

    همتون روانی هستید

  21. sahameddinghiassi می‌گه:

    ۲- چرا جوانان ما در کشورهای دیگر بیشتر خودکشی میکنند نفرت بین دینها ملیت ها و نژادها قربانی میگیرد.
    ساسان که از کودکی قربانی مذهب شده بود حالا هم دوباره پایش گیر کرده بود. ساسان برای اینکه خواهرش قربانی مذهب نشود او را که دلش هم میخواست به آمریکا برود روانه آمریکا کرد به امید اینکه در آنجا با یک مرد معمولی عروسی کند و اینقدر نق نق نزند. حالا که خود ش هم بیکار شده بود و عملا جایی اورا استخدام نمیکردند و خواهرش هم مرتب می نوشت که آمریکا برای او و بچه هایش بسیار مناسب است. دوست مسلمان مقداری بسیاری از سرمایه ساسان را غارت کرده بود و بسب تورم وحشتناک او مرتب با دادن رشوه و قالتاق بازی نمی گذاشت که به پرونده هایی که ساسان شکایت کرده بود رسیدگی شود و به ترتیب پولی را که بیست روزه گرفته بود از طریق مثلا قانونی هفت ساله پس داد که دیگر ارزشی نداشت بلکه شاید کمتر از یک پنجم قدرت خرید را داشت.
    در این موقع پسر خاله بهایی ساسان با همسرش از درب دوستی و محبت زیاد وارد شدند و ساسان فکر کرد که اینان بهایی هایی خوب هستند. این بود که هرچه باقی مانده بود به آنان سپرد و رهسپار آمریک شد در آمریک شوهر خواهر بهایی به ساسان تلفن کرد که اگر بخواهد بخانه آنان که عملا از پول ساسان خریداری شده است بیآید پلیس آمریک را صدا میکند که اورا با دست بند به زندان ببرند. ساسان که با عشق و علاقه زیادی به خواهرش اعتماد کرده بود حالا میدید که اینهم یک مشگل شده است. ساسان از طرفی خجالت می کشید که به تهران دست خالی برگردد و از طرف دیگر هم خواهر مهربان حالا تبدیل به یک آدم بی احساس شده بود که تنها چیزی که میخواست حفظ شوهر و فرزند و شاید از بین بردن برادر بود. وی که از کارهایش شاید خجالت زده شده بود برای اینکه چهره خودش را حفظ کند مجبور بود که ساسان را لجن مال نماید. ساسان که بعنوان بهایی اخراج شده بود حالا خواهر عنوان میکرد که او مسلمان متعصب است و حتی ضد یهود می باشد و کتابی هم برله هیتلر نوشته است. کتابی که ساسان نوشته بود بنام فرار از تاریکی ها بود که از جنگ و نفرت و کشت کشتار بد گفته بود و حتی نامی از یهودی ها نبرده بود. آنهم در روزگاری کتاب را نوشته بود که پسر بچه ای سیزده ساله بود.

    ساسان که به عنوان بهایی غارت شده اخراج شده بود اکنون به عنوان مسلمان ناراحت از طرف فامیل بهایی غارت میشد. ساسان بالاخره توانست همسر و فرزندانش را هم به آمریک بیآورد و آنان تا گرفتن لیسانس و فوق لیسانس و حتی دکتری کشاند. ولی بعد بهاییان فامیل اورا لجن مال کردند و حتی روی فرزندانش هم تاثیر گذاری کردند که با وی معاشرت نکنند. ساسان هنگامیکه به تهران برگشت متوچر پسرخال و همسرش عفریته همه سرمایه اورا نابود و غارت کرده بودند و همچنین فامیل همسرش هم با او مثل یک جذامی رفتار کردند و به او خسارات هایی فراوان وارد آوردند. علاوه براینکه اموال اورا ازبین بردند خودش را هم تا آنجا که امکان داشت لجن مال کردند. و با یک نفرت عمیق نسبت به پدر مسلمان وی اورا آزار دادند. با وجود اینکه حضرت بهاالله بارها تاکید کرده اند که دین برای دوستی والفت است اگر سبب نفرت و عداوت گردد بی دینی بهتر است ولی متاسفانه بعضی از بهاییان به گفته های مولای مهربان خود توجهی ندارند و همان تعصب های عمیق و آزار دهنده را دارند. و همان بی امانتی و غارتگری هایی که همتایان مسلمانشان انجام میدهند آنان هم انجام درباره ساسان دادند.

    این است که متاسفانه دین بهاییت هم نتوانسته است همه پیروان خود را تعلیم داده و آنان را بخوبی و نیک و امانت داری هدایت کند. و این دین هم برای بعضی ها حربه ای برای غارت گری و دزدی و چپاول مال دیگران شده است. در آلمانی میگویند به دوستت هرگز پولی قرض نده زیرا هم پولت را از دست میدهی و هم دوستت را حالا کار ساسان هم همین شده است هم سرمایه اش توسط دوست مسلمان بنام اینکه او بهایی صیهونیست جاسوس است غارت شد و هم توسط فامیل بهایی به بهانه اینکه او ضد یهودی و نازی است غارت گردید. ساسان به علت مذهب در ایران غارت شد و در آمریک هم به سبب ایرانی بودن باز مورد بی مهری قرار گرفت. حالا شاید متوجه شده باشید که چرا جوانان خسته از دزدیها و غارتگری ها و بی مهری ها و سو استفاده ها شده و خود کشی میکنند. اگر نفرت به بهاییت درایران نبود ساسان اخراج نمی شد و مورد بی مهری دوست مسلمان و فامیل بهایی که از فرصت و از موقعیت کمال سو استفاده را کردند نمیشد. زیرا اینان با تکیه به بی محلی سیستم غارتگر بین المللی و سیستم بی تفاوت مردمی هر کسی را آزار میدهند و قربانی می فرمایند. این است که جوانان ما حتی با داشتن مدرکهای تحصیلی بالا و حتی اینکه از خانواده های خوب و متوسط بالا هستند دست به خود کشی میزنند. زیرا همه دربها را بررویشان می بندند و آزاراشان میدهند و لجن مالشان می فرمایند نوشته های ساسان به محفل های ملی محلی و روحانی نیز با بی محلی روبرو شد درست مثل دادگستری و سیستم دادگاه های ولایات متحد آمریک؟

    vor 14 Stunden · Gefällt mir

  22. sahameddinghiassi می‌گه:

    Sahameddin Ghiassi hat Alliance for Rights of All Minorities-ARAMs Foto geteilt.

    vor 20 Stunden

    .

    چرا جوانان ما در کشورهای مثلا پیشرفته خود کشی میکنند؟

    تعداد زیادی از مردمان و جوانان ما در غرب و یا شرق کشورهای پیشرفته خود کشی میکنند و در آغوش سکوت فرو میروند بعضی وقت های حتی پدران ومادران هم در باره خودکشی آنان سکوت میکنند. چرا؟ البته در بین اینهمه جوانانی که تلف میشودند کسانی که دارای اسم رسم هستند یک کمی بیشتر مرگ در غربتشان صدا دار است. صادق هدایت نویسنده ای بزرگ و صاحب اسم رسم خود کشی میکند. او از خانواده ای سرشناس بود شوهر خواهرش سپهبد رزم آرا نخست وزیر بود و سایر برادرانش هم همه تیمسار و رتبه های بلند دولتی داشتند خودش هم که معروف و مشهور و دوست داشتنی بود. پس چرا خود کشی کرد؟ شاید در همان دوره میلیونها نفر بودند که آرزوی زندگی اورا داشتند. ولی او خودکشی را انتخاب کرد. کسانی که برای داشتن یک لقمه نان و یک وعده خوراک از خوشحالی روی پا نبد نمی شدند جوانانی که حسرت تحصیل در آمریک را داشتند از اینکه او خودکشی کرده است دچار حیرت شدند.

    شاهپور علی رضای دوم فرزند شاهنشاه ایران و شهبانو نیز خود کشی کرد آنهم با وضعی دردناک یعنی با تفنگ شکاری. باز هم میلیونها نفر آرزوی داشتن موقعیتی مثل اورا داشتند محبوب میلیونها نفر بود خوش تیپ و تحصیکرده بود پدرش شاهی بود که مردم بسیاری اورا دوست داشتند مادرش هم شهبانویی بود که مورد احترام بسیاری از رهبران وفادار بود. هیچ ظاهرا کمبودی نداشت. پس چرا خود کشی کرد؟ مردی که حتی پول برای خوردن یک وعده خوراک ندارد از خود کشی شاهزاده ای زیبا و تحصیکرده به فکر فرو میرود و شوکه میشود من میخواهم زنده بمانم او ولی نمی خواهد.
    شاهدخت لیلا دختر زیبای دیگر شاهنشاه و شهبانو هم خود کشی کردند چرا؟ در حالیکه پدربزرگشان از سربازی به پادشاهی رسید آنان از شاهنراده گی به مرگ رسیدند؟ رضا شاه پسر یتیم نوش آفرین در راه به تهران از سرما به سرمازده گی رسید اورا در اصطبل گذاشتن و اورا مرده پنداشتند ولی او زنده ماند. با سرسختی با زندگی جنگید و برنده شد. او در جنگهای بسیاری شرکت داشت و ژنرال یا سرتیپ مهمانی با لباسهای مجلل نبود بلکه فرزند جنگ و زندگی بود. با وجود اینکه تحصیلات کلاسیک بالایی نداشت همه تحصیکرده ها در خدمتش بودند و او بود که دانشگاه تاسیس کرد و دانشجویان ایران را به اروپ و آمریک فرستاد.

    هستند میلیونها انسانی که زندگی بمراتب سخت تراز شاهزاده گانی که خود کشان کردند دارند ولی نه تنها دست به خودکشی نمیزنند بلکه سعی میکنند خودشان و دیگران را از این غرغاب نجات دهند. یا کلامی یا قدمی؟ متاسفانه دانشجویان بسیاری که من می شناختم با وجود گرفتن مدرکهای تحصیلی از بهترین دانشگاه ها هم خود کشی کردند و من سعی کردم که علت این ناامیدی را در آنان بدانم . مادر مرضیه که دخترش خودش را در ارولاندو زیر خط راه آهن انداخت و کشته شد میگفت که شوهر آمریکایی سیاهپوست او برای اینکه بتواند از بیمه عمرهنگفت او استفاده کند اورا مرتب تشویق به خود کشی میکرد که از زندگی راحت خواهد شد. و از دست مردم دزد دغل و قالتاق بی انصاف و انسانهای دورو راحت میشود اگر خودش را بکشد. البته در شرایطی این حرفها را لابد میزد که مرضیه دچار اشکالی شده بود.

    فرزند ساسان مرتب به او نق میزد که از زندگی در آمریک راضی نیست و میخواهد خود کشی کند. او میگفت که چرا ساسان به انداره یک ژنرال چهار ستاره آمریکایی حقوق و شخصیت ندارد. او قبول نداشت که ما از دنیا سوم هستیم و نوعی برده هیچوقت یک ژنرال ایرانی زمان شاه را در آمریکا ژنرال نمی شناسند حتی یک دکتر ایرانی را اگر نتواند امتحانات اینجا را بدهد تنها شغل آمپول زنی به او میدهند یا حتی خدمتکار و پیشخدمتش میکنند. دکترف. ا. که با خود من هم دانشگاهی بود اینجا در نیویورک در یک مدرسه خدمتکار بود وبا وجود اینکه تخصص هم داشت. به او گفتم که چرا به ایران بر نمیگردد او گفت که بخاطر بهایی بودن می ترسد که در ایران مورد آزار و اذیت قرار بگیرد. می ترسد که اورا مجبوریا شکنجه کنند که به بهاییت دشنام دهد و مورد لعن و نفرین خانواده بهایی اش قرار بگیرد. با وجود اینکه سالها درس خوانده بود آنهم با سختی بسیارو دکتر متخصص که آرزوی هر مردی است شده بود نتوانسته بود که زندگی خود را بسازد. ودر ایران وی قربانی دین شده بود و یا در اینجا قربانی ملیت ایرانی اش.

    ساسان با وجود داشتن پدرس متعصب و مسلمان و اینکه واقعا بصورت یک مسلمان خوب بزرگ شده بود باز به عنوان بهایی اخراج شد زیرا مادرش بهایی بود. وی در تمامی دوران مدرسه مورد آزار بچه های مسلمان بود و فحش های رکیک به بهایی ها را میشنید بدون اینکه حتی معنی آنان را بداند. وقتی آنان را بازگو میکرد با خشم اطرافیان مواجهه میشد تازه می فهمید که بد حرفی زده است. آموزگار کمونیست آن زمان وی که در کلاس سوم دبستان تدریس میکرد نفرت عجیبی به مسلمانان داشت. او بچه های مسلمان را طوری تحریک میکرد که با همصدایی یا کور به مسلمانان که عملا پدر و مادران خودشان هم بودند فحش بدهند. روزی ساسان میگفت که او گفته بود که بدترین کثیف ترین دزدترین فاسدترین ابله ترین پدرسوخته ترین مردمان کی ها هستند که بچه ها طبق تلقین قبلی باید با صدای بلند میگفتند مسلمانان؟ ساسان که تحت تاثیر پدرس مسلمان و خواهری مسلمان حتی در سن هشت سالگی نماز را به عربی یاد گرفته بود و پدرش به او گفته بود که مسلمانان بهترینها هستند حالا از معلم توده ای اش چیزی دیگر می شنید. این بود هنگامیکه که همه بچه های کلاس سوم با فریاد میگفتند مسلمانان که در جواب معلم شان بود ساسان با صدای غرایش که جلوی کلاس و مقابل معلم نشسته بود گفت توده ایها. معلم آقای وقار هم کشیده محکمی به گونه او نواخت. آخر یک پسر هشت ساله چه میداند که توده ای کیست و چه میخواهد او تنها اینرا را میدانست که پدرش مسلمان است و او پدر را دوست داشت و از مذهب او دفاع میکرد.

    ولی پدر ساسان از او برای این نامهربانی معلم هیچ دفاعی نکرد؟ حالا همین پسری که به عنوان بهایی یا مسلمان به دست مسلمانان یا توده ایها مورد آزار قرار میگرفت بایست نماز بخواند آنهم در مقابل بچه های بهایی هم خانه او که مسخره اش میکردند. روزی نبود که بسویش سنگی پرتاب نکرده باشند. در حالیکه او بخانه که میرسید خسته و کتک کاری کرده بود پدرش میگفت زود دستهایت را بشور وضو بگیر و نمازت را به کمرت بزن تا قضا نشده است؟ با اینهمه ساسان استاد دانشگاه شد ولی دوستانی که وی به آنان کمک کرده بود سوسه آمدند که وی به بهاییت علاقه مند است و اخراج شد. چون راضی نمیشد که برعلیه بهاییت در روزنامه ها مقاله ای بنویسد مکافات گردید.

    دوست مسلمانش به دیدار او رفت و گفت که شرکتی دارد که میتواند آنجا کار ترجمه و نامه نگاری کند درضمن به بچه هایش هم درس خصوصی بدهد. ساسان اینکار را قبول کرد. ساسان برای ازدواج هم مشگل داشت زیرا بهایی ها بخاطر پدر مسلمان او از همسری با او طفره میرفتند و همچنین مسلمانان هم بخاطر داشتن مادری بهایی با او عروسی نمیکردند و بهانه میآوردند. خواهر ساسان هم از این موضوع رنج میبرد. و دچار ناراحتی فکری شده بود ساسان برای اینکه خواهرش از موضوع صدمه ای نبیند و خواهر هم علاقه داشت که به آمریک برای ادامه تحصیل برود اورا کمک کرد به امید اینکه در آنجا بتواند شوهری در حد خودش گیر بیاورد.

    خواهر در آنجا با یک مردی عروسی کرد که تحصلاتی نداشت قبلا ازدواج کرده بود کاری هم نداشت قمارباز وشیک پوش بود و از خواهر حدود سی سال هم مسن تر بود. ولی خواهر بینوا از ترس ازدواج نکردن و برای خاطر کارت سبز زنش شده بود. ولی موضوع رابساسان نگفته بود و حالا هم مرتب اورا تشویق میکرد که بقیه سرمایه اش را نزد او بفرستد.

    Iranian journalists and former prisoners of conscience made incredible statements that ARAM will translate and present in the next few days. One Iranian activist noted she was so overwhelmed by emotion as she was driving there and that she … Mehr anzeigen

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 256 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: