آیا می دانید دیلدو چیست؟ ِDildo

دیلدو ابزاری برای خودارضائی و  بالا بردن لذت جنسی در روابط جنسی مختلف

 دیلدو یک ابزار لذت جنسی و سکسی است که در فرم و اندازه یک آلت تناسلی یا یک کیر معمولی درست شده است که این سایز و اندازه پاسخگوی نیازهای جنسی اکثریت افراد معمول جامعه باشد. هر چند در سکس شاپ ها یا فروشگاه های مخصوص ابزار و وسایل سکسی، این دیلدوها در سایزها و اندازه های مختلف و همین طور رنگ های متنوع و حتی طعم های خوشایند نیز یافت می شوند.

معمولا دیلدوها برای بانوان بنا به تمایل و گرایشات آنها، بیشتر در رنگ ها و فرم های فانتزی و جذاب طرح ریزی شده اند اما مردان هموسکسئول و هم جنس گرا بیشتر خواهان دیلدوهائی در رنگ و نوع طبیعی هستند.

 دیلدو در زنان برای تحریک کلیتوریس یا خروسک یا چوچول زن به کار برده می شود که برای ارگاسم کامل نهایتا در واژن یا کس زن فرو برده می شود و در مردان همین کار در قسمت آنال یا کون آنها انجام می شود.

بیشترین موارد استفاده از دیلدو در لذت های جنسی عمدتا برای خودارضائی می باشد ولی در هموسکسئول ها یا هم جنس گرایان گی Gay، مرد با مرد و لزبی ها Lesbian زن با زن و نیز در زوج های دگرجنس گرا یا هتروسکسئول زن با مرد و حتی در سکس های گروهی نیز برای بالا بردن احساسات جنسی و تحریکات بیشتر نیز به کار برده می شوند که چگونگی کاربرد این دیلدوها می تواند بنا به شرایط خاص در هر رابطه جنسی متفاوت باشد.

ریشه و سابقه تاریخی استفاده از دیلدو به سالیان پیش برمی گردد که از جمله آنها سنگی است مربوط به 28000 سال پیش در شکل کیر که پژوهشگران احتمال می دهند که استفاده از آن برای تحریکات جنسی و بالا بردن لذت جنسی بوده است.

و در مصریان، تاریخ استفاده از دیلدوها به عنوان یک وسیله بالا بردن لذت جنسی به بیش از 3000  سه هزار سال پیش برمی گردد.

دیلدو در قرن 18 میلادی به عنوان یک ابراز کمک پزشکی برای باز کردن راه واژن و مهبل زن برای تسهیل امر زایمان نیز به کار گرفته می شد.

 امروزه دیلدوهائی هستند که جزو اشیاء آنتیک محسوب می شوند که تاریخ ساخت و استفاده آنها به 600 سال قبل از میلاد برمی گردد که سابقا آن را Olisbos    می خواندند و این دیلدوها بیشتر برای تحریک شریک جنسی خود به کار گرفته می شدند تا خودارضائی. نمونه های یافت شده در اشکال مختلف شبیه گلدان های کشیده و باریک و امثالهم هستند که بیشتر از جنس سفال بودند.

 هم چنین دیلدوهائی از جنس چینی و سرامیک در چین قدیم یافت شده اند.

بعدها دیلدوهائی نیز از جنس های مختلف مثل چوب، موم، شیشه و فلز ساخته شده اند که نمونه های آن در بسیاری از کشورهای دیگر نیز ارائه می شدند.

امروزه بیشتر دیلدوها از سلیکون، مواد پلاستیکی، شیشه های آکریل یا فلزاتی مانند آلومینیوم یا استیل درست می شوند چرا که موارد آلرژی زا با ایجاد عوارض جانبی منفی بسیار گزارش شده بودند. لذا شرکت های سازنده این دیلدوها بسیار مرافبند که محصولات آنها عاری از هر عارضه ناخوشایندی باشد و تمام موارد بهداشتی، سلامتی در نظر گرفته شوند تا رضایت کامل استفاده کنندگان از همه جوانب مادی و روحی  تامین گردند.

امروزه مواد و ماتریالی که بیشتر مورد استفاده هستند عبارتند از شیشه آکریل، آلومینیوم، استیل، گرانیت، چوب درخت افرا، لاتکس طبیعی که آلرژی زا نباشد و سیلیکون..

مواد دیگر در پروسه آزمایش و تحقیق هستند که عاری از هر عارضه ناخوشایندی برای مصرف کنندگان باشد.

ضمن اینکه توصیه می شود ضمن رعایت تمام جنبه های بهداشتی برای جلوگیری از هر بیماری و عوارض جانبی دیگر این دیلدوها با کاندوم مورد استفاده قرار گیرند و قبل و بعد از هر استفاده ای هم مرتب شسته شده و تمیز گردند.

از انواع دیگر دیلدوها نوعی است به نام Starp-on  که بیشتر مورد استفاده خانمهاست که در ارتباط جنسی با شریک جنسی دیگر چه مرد و چه زن مورد به کار گرفته می شود

. Starp-on  به صورت یک شورت سفتی است از چرم یا مواد پلاستیکی یا پارچه و امثالهم که با کمربند سفت شده است و در قسمت جلوی آن یک دیلدو وصل می باشد که می تواند با ویبریلاتور نیز همراه باشند.

متاسفانه در کشورهای جهان سوم مانند ایران و افغانستان و کشورهای عربی به علت فقر فرهنگی ما شاهد موارد بسیار دردناک و پرعوارض جسمی و روحی در استفاده از وسایلی در بیمارستان ها و مراکز مختلف بوده ایم که به هیچ وجه مناسب این تحریکات جنسی نبوده و نیستند و زنان و مردان بسیاری بودند که برای خودارضائی یا هر نوع تحریک جنسی دیگر از میوه های مختلف مانند خیار یا موز، هویج یا از وسایلی مانند چوب های خشن پر از تراشه های ریز یا فلزات زنگ زده و یا میله های بلند و امثالهم استفاده کرده اند که بدنبال آن متحمل عارضه های بسیار بسیار دردناک و ناراحت کننده ای  شده اند که علاوه بر عارضه های وحشتناک جسمی، شاهد عارضه های بسیار سخت التیام پذیر روحی این افراد بودیم و هستیم.

همه اینها متاسفانه ناشی از تابو بودن مسائل جنسی و گناه خواندنشان و عدم گفتگوی صحیح و روشنگری درست برای این نیازهای طبیعی انسانها در جامعه ما می باشد.

بر طبق یک همه پرسی از طرف مجله اشپیگل    Spiegelدر آلمان

 60% از جوانان 12-19 سال می دانستند که دیلدو برای چه کاری است

و زیر 12 سال 37% از دختران و 52% پسران می دانستند که دیلدو برای چه مصرفی است.

در حالی که حتی در بزرگسالان ما بندرت کسانی بودند که از دیلدو و کاربرد آن اطلاعی داشتند و حتی این مفهوم دیلدو برایشان کاملا بیگانه بود حتی برای کسانی که مدتها یا در اروپا و آمریکا بودند و یا به این کشورها مسافرت داشته اند.

همین آمارها نشان دهنده تفاوت بارز فرهنگی ما با این کشورهاست که امیدست روشنفکران و پیشتازان فکری ما در روشنگری و بالا بردن این فرهنگ ها نقش موثری داشته باشند.

                                 زیبا ناوک          16.8.2012

برای ملاحظه انواع دیلدوهای مختلف روی لینک زیر کلیک کنید

با انواع دیلدوهای متنوع برای خودارضائی و … آشنا شویم  Dildo

42 Responses to آیا می دانید دیلدو چیست؟ ِDildo

  1. meysammohamadi می‌گه:

    http://www.facebook.com/​photo.php?v=142219595920752
    naser gilani maruf be giyan gilani yeki az shalatan tarin afrad dar alman shar hamburg

    Like · .

    Motreza Hormozi montazer cliphaye sex ziba nawak va naser gilani ke yeki az gayhaye hamburg mibashd bashid

    30 minutes ago · Like..

    .

  2. mortezahormozi می‌گه:

    hatman barye in naser gilani ye dildo khub estefade mikone ziba nawak chon ke ghiyafash dad mizane ke bozorgtarin alat tanasoli marda natuneste javab gush bashe masnueisho estefade mikone unam tavasot ziba nawak

    http://www.facebook.com/​photo.php?v=142219595920752
    naser gilani maruf be giyan gilani yeki az shalatan tarin afrad dar alman shar hamburg

    Like · .

    Motreza Hormozi montazer cliphaye sex ziba nawak va naser gilani ke yeki az gayhaye hamburg mibashd bashid

    39 minutes ago · Like..

    Wr
    .

  3. feriyal می‌گه:

    man iran zendegi mikonam kasi midone az koja mitonam dildo tahie konam? in email ame feriyal2010@yahoo.com age kasi midone mamnon misham komakam kone

  4. ali می‌گه:

    سوزان هستم 23 سالمه حدود یکساله لیسانسم گرفتم و دنبال کار هستم . اینطور که میگن خیلی خشکل و خوش هیکلم شاید هم واسه همینه که هر جا میرم به طمع تماس ج ن س ی … می خوان منو استخدام کنن ولی خب اونطور کارها رو مسلما خودم نمی خوام . مورخه ….. آگهی استخدام شرکتی رو توی روزنامه دیدم وقتی زنگ زدم چون دو روز از آگهی می گذشت پرسیدم گرفتید ؟ طرف که ظاهرا مرد جوانی بود جواب داد من اگه گرفته باشمم به شما میگم تشریف بیارید . می گفت شرکت تبلیغاتی داره و یه خانم زیبا و جوان و خوش برخورد به عنوان منشی می خواد یه کسی که مشتریاش نپرند .
    طبق هماهنگی قبلی سر ساعت 11 صبح به آن شرکت رفتم برای اینکه منو استخدام کنند تا حدی به خودمم رسیدم ( آرایش و عطر و … ) شرکت هیچ تابلویی نداشت منم خیلی مشکوک شدم علاوه براین داخل مجتمع چند واحدی هم نبود بلکه بالای یک مغازه قرار داشت که همون مغازه هم بسته بود آیفون هم فقط یک زنگ تکی داشت . راستش کمی ترسیدم بسم الله گفتم و زنگ زدم . همون آقا گفت : کیه ؟ گفتم برای استخدام قرار شد بیام خدمتتون . گفت : سوزان خانم ؟ گفتم بله . گفت : بفرماین بالا . گفتم معذرت می خوام جسارت نباشه ولی خانم دیگه ای هم اینجا هستن که من بیام بالا ؟ گفت : آره آره . خام نجفی بیاین شما صحبت کنید ایشون حق دارن احتیاط کنن . بعدش صدای خانمی شنیدم که گفت : عزیزم بیا بالا مگه واسه استخدام نیومدی ؟ خیالم راحت شد و رفتم بالا . بالا که رسیدم ، همون خانم نجفی جلو راه پله به استقبالم اومد و مرا داخل شرکت برد تا مدتی اون آقا نیامد و خود خانم نجفی با من صحبت می کرد او که زنی حدودا 40 ساله بود بعد از پذیرایی و احوالپرسی به من گفت : ببین سوزان جون آدم باید حرفش رو راحت بزنه . من مدتی با آقای یاری آشنا هستم و واقعا هم از وقتی به شرکتش اومدم به قول خودش ویتامین شرکت شدم و مشتریاش هم چند برابر کردم می خواد تو هم اگه اومدی همینطوری باشی یعنی در واقع یکی مثل منو میخواد واسه همینم به من گفته اول باهات صحبت کنم .
    گفتم من در خدمتتون هستم بفرماین . فقط از این لحاظ که آقای یاری خانمی مثل شما خواستن ، می تونم بپرسم وظایف شما اینجا دقیقا چه چیزای هستش تا ببینم منم می تونم اونطوری که ایشون خواستن باشم یا نه ؟
    جواب داد البته تو با من تفاوتهایی هم داری . مثلا تو لیسانس هستی من دیپلمه . تو جوان و باکره هستی من مطلقه .
    اینو که گفت ، مشکوک شدم و گفتم ببخشید منظورتون چیه چه ربطی داره ؟ گفت : اینجا از لحاظ حقوق ، عیدی ، بیمه ، ناهار و … عالیه ولی منشی آینده هم در قبال این مزایا وظایفی داره که اگه اومدی خودت متوجه میشی .
    دیگه منظورش فهمیدم و فورا گفتم : ببینید خانم محترم من نمی دونم شما کی هستید و شغلتون اینجا چی هستش ولی من اصلا اونی که بتونم همکار شما بشم نیستم و واسه خودم متاسفم که اومدم اینجا . امیدوارم اونی که می خواین پیدا کنین خداحافظ .
    همین که گفتم خداحافظ یه چیزی از پشت مبلی که نشسته بودم به شونه هام فشار وارد کرد و مردی گفت : برگرد تا بفهمی خداحافظیت برای رفتن از دنیا بود نه از این شرکت . بی نهایت وحشت زده شدم و قبل از اینکه برگردم و اون را ببینم جیغ بلندی کشیدم . سریع همون زن محکم دهانم رو گرفت و اون نامرد تنومند هم که الآن می دیدمش ، با اسلحه کلت جلو من ایستاد و گفت این صدا خفه کن داره می دونی یعنی چی یعنی اگه یه جیغ دیگه بزنی رفتی اون دنیا هیچکس هم نمیفهمه .
    نامرد همین کلت رو از پشت روی شونه هام گذاشته بوده . هر جوری بخوام حالم رو براتون وصف کنم ، نمی تونید درک کنید مگر که خدای نخواسته زبونم لال باهاش مواجه بشید . حسابی گریه می کردم و می گفتم باشه جیغ نمی زنم ولی بگيد چه فکری واسه من دارید ؟ من چه ظلمی به شما کردم ؟ تو را به خدا فکر کن الآن خواهر خودت جای من باشه آخه چرا ؟ آخه چرا من ؟ همینطور گریه و التماس می کردم که انگار بی هوش شدم .
    اون پست تر از حیوانها همون اول چیزی رو به من خورانده بودند ( نمی دونم ابله اسلحه رو دیگه واسه چی می خواست من که قرار بوده بی هوشم کنه ) وقتی بیدار شدم لحظه ای که چشمام باز کردم و اون شرکت لعنتی رو دیدم دنیا روی سرم خراب شد . هیچ لباسی تنم نبود و با تمام گیجی و بی حالی ولی متوجه همه چیز شدم ساعت دیواری 8:30 بود مقداری فکر کردم تا بفهمم یعنی چه موقع . از تاریکی هوا فهمیدم شب شده من 11 صبح به اینجا اومده بودم فهمیدم که زندگیم تباه شده و باز گریه کردم . احساس درد داشتم پرسیدم با من چکار کردید ؟ یاری نامرد گفت شنیدن کی بود مانند دیدن . راحت فیلمش رو ببین .
    وای نمی دونید چه حال بدتری پیدا کردم دیگه مرگ هم واسم مهم نبود و تا جیغ کشیدم و کمک خواستم اون نامرد که چنین انتظاری هم داشت ، دهانم را محکم با چند پارچه بست البته اون زن هم هنوز بودش و کلت رو مقابلم گرفته بود . توی این حالت فیلم رو دیدم . فکر می کردم هر چه بوده از همین نامرد بوده ولی توی فیلم اول خود یاری در حالی که صورتش رو پوشانده بود ، به من تجاوز کرد و اون زن پست هم طوریکه پشتش به دوربین بود بعدش آلت ت ن ا س ل ی یاری رو می بوسید ( صدای بوسه زدن شنیده میشد ولی دهانش رو به دوربین نبود هر دو هم از موها و هيكلشون مي شناختم وگرنه هيچ چهره اي جز من در تصوير مشخص نبود ) بعد از او دو نامرد دیگه که فکر می کنم خیلی هم جوانتر از یاری بودند ، با چهره پوشیده به من تجاوز کردند . باورم نمیشد چطور اینهمه بلاهایی که در فیلم می دیدم رو تحمل کردم و چطور بیدار هم نشدم . گه گاهی اون زن هم از پشت توی فیلم بود . فیلم رو تا آخر در حالیکه اشک می ریختم و تلاش برای کمک خواستن می کردم ، دیدم . توی بدترین شرایط ممکن قرار داشتم . از طرفی این فاجعه از طرفی هم ساعت نزدیک 10 شب داشت میشد و فکر نگرانی های خانواده ام به خصوص مادرم داشت دیوونم می کرد دیگه همون التماس هم نمی تونستم بکنم و دهانم حسابی با پارچه بسته بودند حتي نفس به سختي مي كشيدم . خیلی تشنه بودم ساعتها آب نخورده بودم ولی اونا فکر می کردند می خوام فریاد بزنم و آب به من نمی دادند .
    متاسفانه یه دختر از ترس آبروش سکوت میکنه ولی اینم بگم که اگر تباه و بی آبرو شدم اگر تا هم اکنون داروهای اعصاب و روان می خورم کابوس می بینم و تحت نظر پزشک هستم ، ولی با صرف وقت و هزینه و تحقیق بسیار زیاد بالاخره خانواده ام چنان انتقامی از شخص یاری که اولین نفر در فیلم ب ک ا ر ت منو از بین برد ، گرفتند که اگر بنویسم چكار باهاش كردند ، حاضرید پدر و عموهای منو با دستهای خودتان قطعه قطعه کنید . اون زنه هم یاری رو مجبورش کردیم بکشوندش پیش ما که البته عموهام خیلی جوانمردانه و بیشتر به این خاطر که دخترای دیگه رو مثل من نکنه ، به درک حاصلش کردند ولی دیدارمون با اون دو پسر جوانتر به قیامت موکول شد و به دستمان نيامدند البته خود آقای یاری از خدا بیخبر بجای اونها هم زجر کشید و مثـله شد و هر قطعه از بدن کثیفش پس از تحمل زجرهایی که حتی از نوشتنش هم تنم به لرزه می افته ، در محلی دفن شد .
    لطفا کسی ردیابی منو نکنه چون اسامی مجازی نوشتم خودمم کافی نت هستم و فقط خواستم دخترهای زیبا و جوان که مثل من چشمشون به آگهی استخدام شرکت و موسسات هستش ، بدانند که چنین چیزهایی هم شده و تازه حالا كه ما خیلی تلاش کردیم و اون نامرد و نازن بدتر از حيوان رو به چنگ آوردیم و تلافي كرديم ، ولي در هر صورت الآن من باکره نیستم و از ترس کابوس هم نمی خوابم مگر از عوارض داروهایی که میخورم خوابم بگيره . پدر و عموهایم هم هر چه باشه دیگه قاتل دو تا حیوان هستند . از گرگها و گرگ صفتها در امان باشيد.

    • Rend می‌گه:

      باسلام
      خواهر من در صورت تمایل من می تونم شما را از راه دور از لحاظ روانی درمان کنم در صورت تمایل با ایمیل من تماس بگیرید
      hnzr66@gmail.com

    • رهگزر می‌گه:

      درود بر پدر و عموهای شما/

    • فرهاد می‌گه:

      مرسی
      واقعاً لذت بردم
      درود بر تو و پدر و عموی تو
      این کار اگه با توافق طرفین نباشد واقعا حیوانیست فقط یک حیوان می تواند در حالت زورو تهدید و بی هوشی طرف مقابل آلتش بلند شود و عملی را انجام بدهد
      موفق باشی
      و متشکرم از پندآموزیت
      هرجا میتونی اینرا بنویس
      فرهاد

    • دلتورا می‌گه:

      تواگه کونت نمیخارید آرایش نمیکردی وخودت رو سکسی نشون بدی بری واسه استخدام اونم وقتی پشت تلفن بهت گفته حتی اگه گرفته باشم بازم شما رو میخوام این نشون میده که هم داستانت دروغه هم میخوای اینجوری ایرانی ها رو وحشی نشون بدی که این خواسته ارباباته آخه زمون شاه همین اربابات (آمریکایی ها) بابت بودنشون تو ایران از شاه حق توحش میگرفتن یعنی از بابت زندگی کنار مردم وحش!
      درضمن فقط برای اینکه ثابت کنم کل داستانت دروغه همین کافیه بدونی که مملکت قانون داره وهرکی بهرکی نیست که عموهات برن یارو اون دوتا رو بکشن اونم چجوری وحشیانه!
      واقعا براتن متاسفم که حتی عموهای خودت رو میخوای وحش جلوه بدی که همه دنیا بگن ایرانی ها وحشن

    • Mr.Lonely می‌گه:

      خالی نبند.مگه ایران هرکی هرکیه؟؟؟؟

    • sina می‌گه:

      هر کسی جای خونواده شوما بود همین کاری رو میکرد که پدر و عمو هاتون انجام دادن.کارشون درسته به چشم قاتل نبینشون به چشم قصاص ببین و اگه مسلمون نیستی به چشم کاری که قانون نتونست انجام بده و ادالت ببینش

  5. اصغر می‌گه:

    سوزان یا هر کسی که هستی وقتی داستانتو خوندم تنم به لرزه افتاد راستش من به جای تو بودم سکته زده بودم و تو این دنیا نبودم ولی شاید کشتن اونها میدونم چون خدا نیستم نمی تونم بگم حق بوده یا نا حق خدا وجود همچین آدمهایی رو از روی زمین پاک کنه امیدوارم هر چه زودتر خوب شی و یک زندگی ایده آل شروع کنی Asghar ghadimi پروفایل من در فیس بوک. امیدوارم این داستان رو در فیس بوک بنویسی تا دخترای جوان آگاه تر بشن.

  6. nazi می‌گه:

    سوزان داستانت آموزنده بود ولی خیلی تابلوه که از خودت ساختی عزیز

  7. من می‌گه:

    همه این اتفاقات به خاطر ادم های کثیفی است که جزء به سکس فکر نمی کنند .
    مثل این وبلاگ

    • بهمن می‌گه:

      مثل خود کثافتت تو اینجا چیکار می کنی اگه آدم سالمی هستی یا مثل خیلی ها قیافه آدم خوبا رو گرفتی

  8. بازتاب: من و دوست دخترم سکس تلفنی تو مایه های سکس ضربدری داریم حالا این را تجربه کنیم یا نه؟ « زیبا ناوک Ziba Nawak

  9. بازتاب: من یه پسرم ولی همیشه تو رویاهام دوست داشتم کون بدم | زیبا ناوک Ziba Nawak

  10. به نظرم سوزان داستان نويس خوبي مي تونه بشه . من اگر جاي سوزان بودم اين داستان رو رمان مي كردم . خيلي جا داره روش كار بشه . البته سوزان خودش بهتر ميدونه كه راوي داستانش در اصل يك مرد هست و نه زن و اين يكي از ايراد هاي اين داستان خوبه . در مورد اين داستان بهتره نويسنده با چند زن حرف بزنه و بعد داستان رو محكم تر كنه . جزئيات در اين داستان ها مهم اند . مثله شدن كسي كه تجاوز كرده بايد دقيق نوشته بشه . حالت ها لازمه توضيح داده بشن . وقتي نويسنده اين قدر خوب مي تونه بنويسه به نظرم بهتره اين هنرش رو جدي بگيره …

  11. ali می‌گه:

    خندم گرفت ولی متوجه یه چیزی شدم که تو علم روانشناسی به شما میگن دو شخصیتی یا مازوخیسم که داستانهای فکاهی از خودشان میسازن که جلب توجه کنن

  12. شیر مرد می‌گه:

    اگه این داستانت واقعی باشه فقط کافی بود منو میشناختی و بهم زنگ میزدی یه بلایی سر اونها میاوردم صد برابر عموهات عمو هات کار بدی کردند اونو کشتن من اگه بودم …

  13. jim می‌گه:

    من ایران هستم و دیلدو می خوام تهیه کنم میشه یکی بگه چه جوری میتونم تهیه کنم اینم ایمیلم
    jim55329@yahoo.com

  14. eroor می‌گه:

    دلتورا عزیز باهات موافقم…

  15. سارینا می‌گه:

    ببین جیم میگم اگه میخوای بخری من خریدم انقدر کردم تو کوسم ویبرس باحاله ابش میاد باشماره تماس بگیر 09102968151 نود تومنه ولی به خدا می ارزه اگه دختری بخر باز میله خودته……………………………….بای

  16. pqvj می‌گه:

    این داستان هم تکراری هم دورغ کاملا ایران اینقدر هم خر تو خر نیست

  17. مچ گیر می‌گه:

    آخه تو اگر داستانت واقعی هست و دختر سالمی هستی و نجیب هستی , اینجا توی صفحه زیبا ناوک با عنوان و عکس Dildoچیکار میکنی؟؟؟!!! پس خودت هم سر و گوشت می جنبه که دنبال زیبا ناوک هستی!!!

  18. کوس می‌گه:

    منی ک پرده دارم و می خوام ارضا ش چی؟؟؟؟؟؟؟؟

  19. بهزاد می‌گه:

    برای خرید دبلیو کجا باید مراجعه کرد.

  20. کی می‌گه:

    ابله این چه داستان تخمی بود نوشتی؟ حالا اینکه دروغ کسشعری بود کار نداریم آخه گیج اینجا چه جای داستان نوشتنه. برو تو انجمنای داستان سکسی اینو بنویس ببین چه انتقادای سازنده ای ازت میشه!!!!!!!!!!!!!!!

  21. راحی می‌گه:

    یه کیر مشهدی میخام09380910387

  22. افق می‌گه:

    من دوست دارم با كير منو بكنن ن با ديلدو وقتي شريك جنسيت سوارت ميشه چه حالي ميده سكس

  23. reza می‌گه:

    قول میدم بهترین وقشنگترین کیرواقعی رادراختیارتان درمدت دلخاهتان بگذارم 09131803959

  24. hossein می‌گه:

    سلام حسینم از تهران.میکنم جا هم دارم 09363094511

  25. reza می‌گه:

    راست یا دروغش مهم نیست . مهم اینه که اگر کس دیگه ای بود بدتر ازاینا سر آدمهای کثیفی مثل اینا می آورد . شما بی مغزها همه چیزو ول کردید چسبیدید به راستو دروغش . براتون متاسفم بااین فکر کوچیکتون . اگر واقعا تواین جامعه بزرگ شده باشید باید بدونید که خیلی بدتر ازاینها وجود داره .

  26. sam می‌گه:

    فیلم وحشتناک زیاد میبینی نبین

  27. سیامک می‌گه:

    سیامک ازکرج خانمهای سکسی بداغ زنگ بزنن 09192647199 با هرسنی فرق نمیکنه جا هم دارم

  28. hamid می‌گه:

    سلام من حمیدهستم از ایران.یه نکته ای که دررشد و تکامل بشری مهم حفظ انسانیت و عشق به زندگی مشترکه و متاسفانه من در مقالات شما بیشتراین رو استنباط کردم که از یک نوع واپس زدگی میل جنسی در دوران نوجوانی رنج بردین و دارای گره یا عقده الکترا هستید ببخشید بی پرده صحبت کردم

  29. بابک خانی می‌گه:

    به نظر می آید این داستان ساختگی است . تقفریباً همه میدانند که یک دختر جوان نباید به جای ناشناس برود . تازه برای یک عیش احمقانه این همه ریسک برای چه ؟ در ضمن اگر چنین اتفاقی نیز افتاده است . مراحل بعد از این اتفاق گفتن به پدر و عمو و کنترل آنها برای لو نرفتن قضیه و کنترل خودشان برای پیدا کردن متجاوز و کشتن و مثله کردن و دفن کردن و بعد گفتن ماجرا با اسم مستعار از یک کافی نت بیشتر به تخیلات یک بچۀ 13 14 ساله می خورد تا به یک ماجرای واقعی … حالا چرا این بشر ساخته ماجرا را خودش می داند و خدایش

  30. sina می‌گه:

    مرسی، که تجارب و دانسته هات رو خاک نکردی و آن را برای راهنمایی عموم در معرض دید عموم گذاشتی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 249 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: